|
تاریخ این مطلب ۱۵ تیرماه۱۳۸۸ می باشد
دلم از دوری تو دلگیر است...
زیبای همیشه بیدارم
دلبر مهربان ....
محبوب من...
فاطمه جان سلام
عزیزم زیر این سقف بلند، هر کجایی هستی، به سلامت باشی و دلت همواره، محو شادی و تبسم باشد
فاطمه جان می دانی دلم از دوری تو دلگیر است....
مهربانم، ای خوب،یک نفر هست که دنیایش را،همه هستی و رؤیایش را، به شکوفایی احساس تو، پیوند زده و دلش میخواهد، لحظه ها را با تو، به خدا بسپارد....فاطمه جان بانوی من در این دنیای کوتاه چقدر خود را از تو محروم کرده ام...و نمی دانم فردا چگونه می خواهم خود را راضی به نفس کشیدن و نادیدنت کنم...
عزیزم ۱۵تیرماه به نقل پدر و مادرم روز برای تو آمدنم است . در این روز برای تو به این دنیا آمده ام تا تو را کنار خود بیابم و سر بزارم و کنارت آرام بگیرم.فاطمه جان چند سالی است این روز دلتنگم می کند و به خاطرش خانه مان در این روز برای همه مان آرام است.چند سال پیش بهترینی را در این روز از دست دادم و خیلی احوالات را از او ، با رفتنش به دست آوردم.
او موقع بودنش هم رفته بود،
در حیرتم از مرام این مردم پست
این طایفه زنده کش مرده پرست
تا هست به هستی بکشندش ز جفا
تا مرد به عزت ببرندش سر دست
شاید روزگاری برایت از او بنویسم فاطمه...ولی تو که بهتر از من می شناسی اش...نه
فاطمه جان معرفت و رفاقت و ماندن و رفتن در این روز و روزگار برایم چه تلخ زیباست
بزرگ بانوی من برایم از دوستم بگو...نه....نگو....نگو تا نشناسنش این مردمان پست..!
فاطمه جان هر کجا هستی ، هر کجا می روی ، هر کجا می نوازی
برایش درود بفرست و بگو پروردگارش رحمت بفرست بر سید محمد جواد ذاکر طباطبایی....

"تیرنامه" برگی از دفتر نامه هایی به فاطمه |