|
یادداشت های محمد رجبی | ||
|
سلام فاطمه جان و چه زود گذشت فاطمه و دوباره و سه باره و صد باره ...برايت نامه مي نويسم مثل هميشه فاطمه جان نديدنت كفاره ي كدامين گناه من است اي خودم در آيينه... به خودش ، به كسي كه تو را به من كه نه ، به زمين داد گلويم خشك مي شود نمي دانم نشانه ي چيست.. لبم به لرزه مي شود نمي دانم نشانه ي چيست.. صورتم خيس مي شود نمي دانم نشانه ي چيست.. سرم به سجده مي شود.......مي دانم..... نشانه ي توست... به لبخندت مهمانم كن فاطمه جان... (آذرنامه)برگي از دفتر نامه هايي به فاطمه [ جمعه 15 آذر1387 ] [ 10:5 AM ] [ طه ]
|
||
| [ طراحی : ایران اسکین ] [ Weblog Themes By : iran skin ] | ||