|
یادداشت های محمد رجبی | ||
|
...واژه رمضان از ریشه «رمض» و به معنای شدت تابش خورشید بر سنگریزه است. میگویند چون به هنگام نامگذاری ماه های عربی، این ماه در فصل گرمای تابستان قرار داشت، ماه «رمضان» نامیده شد...
" من یک روسپی پرستم " مگر ميشود روسپي را دوست نداشت ، مقامش را پاس نداشت ، برايش بزرگداشت نگرفت و يادنامه اش را به رشته ي تحرير درنياورد . نه نميشود چه گويمت چه معنايت کنم ، که عين معنايي و روسپیدی رو + سپيد که دالش را حسودان تنگ نظر و عنودان بدگهر دزديده اند و بر دال انشان اضافه کرده اند و بالا برده اند د انششان را. چه قدر خوبي تويي که دنياي کوچکت را در اختيار دنيايشان ميگذاري تا دنياي کوچکتر از تو را ارضاي کني و لحظاتي شيرين را برايشان بسازي. چه نازي تويي که ناز و نيازت آن و آني است ، ساده و روشني مثل آب . بگو دنيا تو به چي مينازي چه گرمي مهرباني که آغوشت گرمايي گرم دارد ، دارد ! زمستان را در آغوشت را سر کردن چه حالي دارد ، دارد ! اي روسپي اي تماما حس اي که آغوشت سرپناهي است براي بيخانمانهاي باخانمان اي که شب ، بهانه ي خوابيدنت ، خوابيدن است اي روسپي آيا تو سزاوار پرستش نيستي اي فارغ از سياست هاي سياه ، بازيچه ي حرف سياهان مشو ، برو اي دور از دعواي خران بر سر آبخوري از يک جوي آب ، روزه بگير ، مردن رواست اي دور از ريشکني فقر و فساد ، روسري ات را سفت گير اينجا زود قَبِلتُ مي گويند اي دور از نقاب،که نقابت توري است سپيد،از آبرويت ، بزن نقاب حيايت را اي پيدا شده در بازار ، خود را وا رهان از اين زر از اين زيور اي شارع مقدس که سياستت عين ديانتت است و چه پاک و راستين است حرف وعملت اي رو سپي د تاريخ ، اي زيباي ناديده اي آنکه نميدانم کي و از کجا آمدي و از هرجا آمده بودي غريبه نبودي اي آشناي ديروز و امروز...فردا کجايي آغوشت منزلت محولت مطبخت کجاست ز آغوش برخيز ، وقت سحر است....
[ سه شنبه 19 مرداد1389 ] [ 9:4 PM ] [ طه ]
|
||
| [ طراحی : ایران اسکین ] [ Weblog Themes By : iran skin ] | ||