|
قتل های زنجیره ای ، یا کودتای خزنده علیه نظام...
چند وقت پیش در پی انتشار متن سخنرانی روح الله حسینیان پیرامون قتلهای زنجیره ای و نقش مشاوران و معاونان رییس جمهوری وقت (خاتمی) در آن ، این موضوع بار دیگر بر سر زبانها افتاده است . اکنون و پس از گذشت ۹ سال از آن اتفاق ، با نگاهی از بالا و همه جانبه به خوبی می توان رد پای حرکتی خزنده برای ایجاد کودتایی کاملا حساب شده ، در کشور را دید .
اواخر آبان ۷۷، شایعهای در محافل سیاسی حكایت از ارسال بیانیهای با فاكس برای برخی نشریات داشت. در آن بیانیه با طرح نام 35 چهرهی سیاسی و ادبی، از آنان بهعنوان افراد معاند و ضد انقلاب نام برده شده بود. نویسندگان این بیانیه تأكید كرده بودند كه این افراد، بهزودی كشته خواهند شد و به سزای اعمال خود خواهند رسید. اما یك ماه پس از آن، این خبر دیگر نمیتوانست صرفاً یك شایعه تلقی شود، وقتی داریوش و پروانه فروهر، محمد مختاری و محمدجعفر پوینده هر یك بهگونهای به قتل رسیدند .
یكشنبه، یكم آذر، ساعت پنج بعد ازظهر، بمبی در فضای خبری كشور منفجر شد: داریوش فروهر، رهبر حزب ملت ایران بههمراه همسر خود در خانه با ضربات متعدد چاقو به قتل رسیدند. فروهر با 26 ضربهی چاقو در طبقهی پایین خانهی شخصیاش به قتل رسیده بود، در حالیكه آنروزها از درد مهره گردن نیز رنج میبرد و بهتازگی یك عمل جراحی را پشتسر گذاشته بود. همسر او، پروانه اسكندری نیز با 25 ضربهی چاقو و بهشیوهای مشابه در طبقهی بالای همان ساختمان كشته شده بود، در حالی كه آن روزها به شدت اسیر بیماری آنفولانزا بود. آن دو با هم در یك ساختمان و بهشیوهای مشابه به قتل رسیده بودند . قاتلان، شبی را برای قتل آن دو انتخاب كرده بودند كه كسی جز آنها در خانه نباشد و اینچنین بود كه در لحظهی قتل، شب یكشنبه، حتی سرایدار نیز در خانه نبود.
12 آذر نوبت به محمد مختاری، نویسنده و عضو شورای كانون نویسندگان رسیده بود كه ناپدید شود. شش روز طول كشید تا جنازهی محمد مختاری در جنوب تهران - نزدیك پل سیمان - پیدا شود.
جنازهی او درحالی پیدا میشود كه محمدجعفر پوینده عضو دیگر هیأت مشورتی كانون نویسندگان نیز یك روز پیشتر ناپدید شده بود. پوینده را در خیابان ایرانشهر و در روز روشن ربوده بودند و بهاین ترتیب خبر ناپدید شدن پوینده با خبر پیدا شدن جعفر مختاری همزمان شده بود. جنازهی محمدجعفر پوینده نیز آنچنان كه پیشبینی میشد، پیدا شد، در نزدیكی شهریار كرج در كنار جاده.
هنوز یك ماهی از این قتلها نگذشته بود كه وزارت اطلاعات با انتشار اطلاعیه مسؤولیت این قتلها را بهنوعی برعهده گرفت. در این اطلاعیه با تأكید بر آن كه "وزارت اطلاعات بنا به وظیفهی قانونی و به دنبال دستورات صریح رهبر معظم انقلاب و ریاست محترم جمهوری، كشف و ریشهكنی این پدیدهی شوم را در اولویت كاری خود قرار داد و با همكاری كمیتهی ویژهی تحقیق رییسجمهورموفق گردید شبكهی مزبور را شناسایی، دستگیر و تحتتعقیب و پیگرد قانونی قرار دهد، "آمده بود: با كمال تأسف معدودی از همكاران مسؤولیتناشناس و خودسر این وزارت كه بیشك آلت دست «عوامل پنهان» قرار گرفته و در جهت مطامع بیگانگان دست به این اعمال جنایتكارانه زدهاند، در میان آنان وجود دارند.".
در پی بیانیهی وزارت اطلاعات و یادداشت روزنامهی سلام، روحالله حسینیان، رییس مركز اسناد انقلاب اسلامی نیز در گفتوگویی با روزنامهی كیهان فاش کرد كه "نیروهای مرتكب قتلها، از طرفداران جدی رییسجمهور خاتمی بودهاند." . حسینیان با حضور در برنامهی تلویزیونی "چراغ" نیز این سخن را بار دیگر تكرار كرد . به دنبال نمایش این برنامه از صدا و سیما ، علی لاریجانی، رییس سازمان صدا و سیما از حضور در هیأت دولت منع شد.
با این حال ،حسینیان همچنان در تكرار سخنان خود مصر بود. او با انتشار اطلاعیهای بار دیگر از مواضع خود دفاع كرد و از ادامهی افشاگریهایش در آینده خبر داد. ناطق نوری ، رییس مجلس نیز در جلسهای با روحانیت مبارز شرق تهران تأكید كرد كه افرادی بهعنوان دگراندیش در وزارت اطلاعات نفوذ كرده و بهدنبال تسویه حساب بودند. او همچنین گفت: "یكی از دستگیر شدگان، مدیر یكی از بخشهای معاونت امنیت ملی وزارت اطلاعات بوده است." بهنظر میرسید ناطق نوری قصد دارد از نقش پررنگ موسوی (كاظمی) رییس سابق اطلاعات فارس در این ماجرا سخن بگوید .
در این میانه بود كه كمیتهی تحقیق در بیانیهای با تأكید بر محفلی و غیرجناحی بودن قتلها از همگان خواست تا فضا را ناآرام نكنند. همزمان با انتشار این بیانیه، نیازی دادستان نظامی تهران نیز از تحتتعقیب بودن ده نفر و بازداشت برخی از آنها خبر داد.
پایان بهار 78 بود كه با انتشار خبر خودكشی سعید امامی(اسلامی)، نام چهار نفری كه چهار ماه پیشتر در مقام عاملان قتلهای زنجیرهای بازداشت شده بودند و كسی نام آنها را نمیدانست اعلام شد. یكشنبه 30 خرداد 78، نیازی دادستان نظامی تهران، با اعلام نام سعید امامی (اسلامی)، مصطفی كاظمی(موسوی)، مهرداد عالیخانی و خسرو براتی بهعنوان چهارتن از عاملان قتلهای زنجیرهای، از خودكشی سعید امامی در زندان خبر داد. سعید امامی آنچنان كه اعلام میشد در هنگام استحمام، با خوردن داروی نظافت خودكشی كرده بود. اما این خودکشی به شدت مشکوک به نظر می رسید . روزنامهی همشهری نوشت كه روز پنجشنبه 27 خرداد 1378، پزشكان بیمارستان لقمان حال امامی را خوب توصیف كرده و برای او اجازهی مرخصی صادر كرده بودند.اما در حالیكه برای اطمینان، خواسته بودند كه او دو ساعت دیگر هم در بیمارستان بماند، بر اثر ایست قلبی و در فاصلهی همان دو ساعت سعید امامی از دنیا رفته بود. اینچنین بود كه كورش فولادی، نمایندهی مجلس گفت: "بسیاری از مردم میگویند او را كشتهاند، نمیگویند خودكشی كرده است."
مرگ سعید امامی آنچنانكه مشخص بود، بحثها و سخنان زیادی را به همراه داشت، تا آنجا كه نیازی در مصاحبهای دیگر خبر از تشكیلهیأتی برای تحقیق دربارهی مرگ سعید امامی داد. اما به نظر می رسید كه مرگ سعید امامی برای مصون ماندن عوامل و طراحان دیگری كه احیاناً نقش اساسیتری در این جنایات داشتهاند ، صورت گرفته است. همچنین با مرگ سعید امامی، پرسشها در خصوص شخصیتهای مافوق او آغاز شد و در این میان یک نام بیشتر خودنمایی می کرد « مصطفی کاظمی(موسوی)» .
موسوی همان كسی بود كه قتلها توسط او و با اطلاع شخص خاتمی و نزدیکان و مشاوران خاتمی از جمله حجاریان صورت گرفته است.. محمد رضا خاتمی، دبیركل جبههی مشاركت در یك سخنرانی از انجام 80 قتل توسط قاتلان سخن گفته بود ! این در شرایطی بود که وی هیچگاه مدرکی در این زمینه ارائه نکرد. .
به هر صورت احکام متهمان قتلهای زنجیره ای صادر شد و پرونده ی این قتلها در حالی بسته شد که سوالات بسیاری راجع به ارتباط مستقیم معاونان و مشاوران و نزدیکان رییس جمهوری وقت ، با مصطفی کاظمی(موسوی بی پاسخ مانده بود . آقای خاتمی و گروه مطبوعش از این جریان برای پیروزی در انتخابات مجلس ششم کمال استفاده را کردند و ماجرای قتلها کم کم به فراموشی سپرده شد و اهداف پشت پرده ی آن به صورت رازی سر به مهر باقی ماند . اما در این میان جریانی کاملا برنامه ریزی شده برای بهره برداری از این قتلها با هدف کودتا بر علیه ولایت فقیه ، وجود داشت .
انتشار سخنان آقای حسینیان که در سال ۷۸ و در مدرسه ی حقانی قم ایراد شده بود ، جدیدترین سند در این باره است . بنا به توضیح این پایگاه پس از انجام این سخنرانی که برخی حوادث پشت پرده را روایت می کند " عدهاى پذیرفتند و تأیید كردند، و عدهاى از درِ انكار و تكذیب برآمدند خاتمی كه عاقلتر بود تكذیب نكرد، و سكوت كرد تا شاید «فتیله ماجرا پایین كشیده شود.» چند نفرى هم كه گفتند از وى شكایت مىكنیم، تا حالا كه بیش از نه سال از آن ماجرا گذشته، هنوز شكایت نكردهاند! ".
|