فيلمبرداري دومين بخش از تريلوژي «اخراجيها» كه هفته گذشته در نمايشگاه هوايي تهران كليد خورد و فيلم جديد «مسعود دهنمكي» تا اواخر همين هفته وارد مرحله جديد توليد خواهد شد.
«اخراجيها2»، سرانجام پس از مدتها حرف و حديث سرانجام صبح روز پنجشنبه 11مهر در نمايشگاه هوايي كليد خورد، جايي كه به تعبير «دهنمكي» كليد رمز «اخراجيها2» خواهد بود و از اين مكان، حلقههاي مختلف داستان به يكديگر پيوند خواهند خورد. شايد جالبترين قسمت «اخراجيها2» همين سكانسهاي هواپيماربايي باشد، چرا كه از سر اتفاق خانواده «مجيد سوزوكي» سوار اين هواپيما هستند. حالا چرا، بماند! مهم اين است كه اين هواپيما قرار است توسط يك زوج گروگانگير ربوده شود و به كشور عراق برده شود... محوريترين شخصيت لوكيشن هواپيما، تا پيش از ملحق شدن خانوادهها با «اخراجيها»، جواد رضويان يا همان آقاغلام است كه قرار است در نقش پسرخاله مجيد سوزوكي ظاهر شود و با چهرهپردازي متفاوت خود، شيطنتهايش و دلبستن او به خانم مهماندار -كه نقش او را شيلا خداداد بازي ميكند- قطعا لحظات جذابي را خلق خواهد كرد. لحظاتي كه در چند ساعتي كه در كنار گروه «اخراجيها2» بوديم، هم در روي صحنه و هم در پشت صحنه فيلم فراوان ديده شد. اوج اين لحظات در جايي است كه آقا غلام بدون هيچ توجهي به كابين خلبان ميرود و به خلبان دو نوار كاست ميدهد كه براي مسافران پخش كند كه در همين حال، «شيلا خداداد» سر ميرسد، دست آقاغلام را لاي در ميگذارد و آقاغلام هم با همان نگاه اول شيفته خانم مهماندار ميشود. خود «جواد رضويان» در مورد حضورش در «اخراجيها2» ميگويد: وقتي داستان را خواندم، ديدم بسيار شيرينتر از «اخراجيها» از آب در آمده است و براي خودم هم به شخصه جالب بود كه چطور اين افراد از سر يك اتفاق، در ادامه قصه سر از خاك عراق در ميآورند و در نهايت داستان متعددي كه باعث رودررو شدن آنها با «اخراجيها» ميشود كه در اين قسمت اسير شدهاند. «رضويان» ادامه ميدهد: البته داستان آنقدر و گيرا است كه شايد در ابتدا اين اتفاق غيرقابل باور باشد اما داستان آنقدر كشش و جذابيت دارد كه تماشاگر اصلا يادش ميرود كه اين جريان يك اتفاق بوده است. گروه در يك هواپيماي تقريبا بزرگ 200 نفره مشغول ضبط صحنههاي مربوط به هواپيماربايي هستند، صحنههايي كه بيشترين نقش را در آن «اميريل ارجمند» و «مهراوه شريفينيا» بر عهده دارند كه اين دو، همان زوج هواپيمارباي داستان هستند كه در البته در آخر داستان زن به نوعي پشيمان ميشود و همسرش را تنها ميگذارد. اعضاي گروه كه تقريبا از صبح زود در لوكيشن حاضر شدهاند، پس از صرف ناهار و آمدن «محمدرضا شريفينيا» آماده ميشوند تا سكانسها را ضبط كنند، سكانسي كه بر روي كلاكت آن نوشته شده است «سكانس 12، برداشت 1، حلقه 2» و به اين ترتيب گروه صحنه مربوط كابين خلبان و بلند شدن هواپيما از روي باند را توسط «تورج منصوري» فيلمبرداري ميكنند. در حين فيلمبرداري اين صحنه «دهنمكي» به دو بازيگر شيوه صحيح فعاليت در كابين را گوشزد ميكند و به آنها راهنمايي ميكند كه براي طبيعيتر شدن سكانس، چگونه با دكمهها و كليدهاي كابين كار كنند. به هرترتيب در روزهاي آتي قرار است با اضافه شدن بازيگراني نظير نگار فروزنده،نيوشا ضيغمي،منوچهر آذر،ميناجعفرزاده و ليلا بلوكات، صحنههاي مربوط به هواپيما به طور كامل فيلمبرداري شود تا پس از آن تورج منصوري صحنههاي مربوط به برخاستن و فرود آمدن هواپيما را در نويسنده و كارگردان: مسعود ده نمكي،تهيه كننده: حبيب الله كاسهساز، برنامه ريز و دستيار اول: عليرضا شمس شريفي، دستيار دوم: علي صميمي، منشي صحنه: بهناز تاجيك، مديرفيلمبرداري: تورج منصوري، صدابردار: محمود خرسند، طراح صحنه و لباس: كيوان مقدم، طراح گريم: ايمان اميدواري، عكاس: احمد شجاعي، جلوههاي ويژه: جواد شريفي، جلوههاي كامپيوتري: رضا فخاريه، مديرتوليد: تينا پاكروان، انتخاب بازيگران: محمدرضا شريفينيا. بازيگران: اكبر عبدي، امين حيايي، محمدرضا شريفينيا، ارژنگ اميرفضلي، سيدجواد هاشمي، مهران رجبي، جواد رضويان، شيلا خداداد، نگار فروزنده، نيوشا ضيغمي، مهراوه شريفينيا، شهره لرستاني، مينا جعفرزاده، ليلا بلوكات، نرگس محمدي، قاسم زارع، سپند اميرسليماني، رامين پرچمي، بيوك ميرزايي، ميرطاهر مظلومي، منوچهر آذر، اميريل ارجمند، سيروس كهوري نژاد، ابوالفضل همراه، شاهرخ نورمحمدي، جلال پيشواييان، احمد ايراندوست، محسن جهانباني، اردشير كاظمي، محمدعلي باقري، يوسف قرباني، حامد مروتجو، سعيد كرمي، امين ايماني، سارا منجزيپور، فائقه عابدكوهي و با حضور افتخاري كامبيز ديرباز و علي اسيوند. خلاصه داستان: «اخراجيها2» ادامه تريلوژي «اخراجيها» است. درگيري شديدي در منطقه نبرد ادامه دارد. دشمن بيمارستان صحرايي را محاصره ميكند و همه اخراجيها و همرزمانشان در پي راهي براي نجات ميگردند. دشمن با اسيرگيري گسترده قصد يك مانور تبليغاتي را دارد. همه اسرا به يك اردوگاه اسراي ثبت نام نشده منتقل ميشوند. خانواده «اخراجيها» براي زيارت عازم مشهد هستند و به طور ناخواسته درگير يك حادثه تروريستي ميشوند. دشمن با فراخواندن خبرنگاران خارجي و داخلي به اردوگاه و تطميع و تهديد برخي از اسرا و ايجاد چندپارچگي بين آنها، نقشه شومي در سر دارد. تروريستها با دشمن همدست شدهاند و دشمن در بين اسرا به دنبال چهرههاي شاخص فرمانده و روحاني ميگردد....

بنا بر اين گزارش، حلقه ابتدايي «اخراجيها2» با يك داستان واقعي شروع ميشود، اوايل جنگ بود كه يك فروند هواپيماي جمهوري اسلامي ايران توسط يك زوج به سرقت برده شد و در خاك عراق فرود آمد كه نهايتا فرد گروگانگير بدون هيچ مزاحمتي از مهلكه گريخت و همين موضوع، موجب شد تا «دهنمكي» براي اتصال «اخراجيها1» و «اخراجيها2» به سراغ اين داستان برود تا با روايتي داستاني، زمينههاي طنز فيلم خود را فراهم كند.
خود «اميريل ارجمند» در مورد نقشش ميگويد: شايد كليديترين نقش در قسمت اول، همين بهروز باشد، چرا كه به وسيله اين شخصيت قرار است حلقه آغازين و مياني داستان به هم متصل شود و مسأله ديگري كه در مورد بهروز بايد به آن اشاره كرد، اين است كه اين شخصيت حتي يك ديالوگ طنز هم ندارد و جديترين شخصيت «اخراجيها2» است.
«ابوالفضل همراه» و «شاهرخ نورمحمدي» دو بازيگري هستند كه نقش خلبانان اين سفر جنجالي را به عهده دارند و در طي مسير بارها و بارها با شيرين كاري غلام مواجه خواهند شد.
بعد از اين كه اين صحنه با چند برداشت فيلمبرداري ميشود، «دهنمكي» كار را تأييد ميكند و نوبت به بازي «جواد رضويان» ميرسد كه به كابين هواپيما داخل شود و دو نوار كاست شاد به خلبان بدهد تا با توجه به مسافت زياد، آن را براي مسافران پخش كند تا كسي خسته نشود!
البته اين نما در يك فضاي حدودا 2×2 متر، حدود 15 بار گرفته مي شود تا نهايتا رضايت دهنمكي جلب شود. صحنهاي كه «جواد رضويان» آنقدر ديالوگ خود را بامزه ادا ميكند كه پس از پايان هر برداشت، گروه به كارهاي او ميخندند.
در فاصلهاي كه گروه مشغول كاشتن دوربين براي صحنه بعدي هستند شوخيهاي جواد رضويان با اعضاي گروه به خصوص با كارگردان، جلب توجه ميكند به طوري كه به دليل شلوغ بازيهاي جواد رضويان، دهنمكي نكاتي را كه ميخواهد به او گوشزد كند، با صداي بلند دم گوشش ميگويد!
يكي از مهمترين بحثهايي كه ميان دهنمكي،شريفينيا و منصوري هنگام صرف ناهار در جريان بود، بحث انتخاب يك بازيگر مناسب براي بخش اردوگاه است كه اين سه ترجيح ميدهند تا يك بازيگر قديمي باشد كه البته به تعبير دهنمكي اين نقش كليديترين نقش «اخراجيها2» خواهد بود و اگر بازيگري مناسب براي آن پيدا شود، فيلم با استقبال بسيار زيادي در گيشه مواجه خواهد شد. (البته دراين بخش شريفينيا و دهنمكي از من قول گرفتند كه تمامي اسامي كه در مورد اين چهره قديمي شنيدم را براي حفظ وجه غافلگيرانه كار از ياد ببرم!)
آشيانه فيلمبرداري كند تا گروه آماده كاري حدود يك ماهه براي ثبت تصاوير اردوگاه و اسارت شوند. صحنههايي كه با توجه به فيلمنامه «اخراجيها2» بسيار گيرا و جذاب خواهد بود و پس از آن نيز صحنههاي مربوط به بخش جنگ فيلمبرداري خواهد شد.
به گزارش خبرنگار سينمايي فارس،براي فيلمبرداري«اخراجيها2» حدود 2 ماه زمان پيش بيني شده است و سعي گروه بر اين است كه تا پايان آذر ماه و مهلت تعيين شده براي ارائه فيلمها به جشنواره بيست و هفتم فيلم فجر، فيلم آماده حضور در جشنواره شود.
فهرست عوامل سازنده «اخراجيها2» با آخرين تغييرات عبارت است از: 
+ نوشته شده در شنبه 20 مهر1387ساعت 2:50 PM توسط طه |
سلام فاطمه جان مهرت مبارك فاطمه نمي دانم چند وقت است كه نديديمت ساعت ها ، روزها ، ماه ها، سال ها و يا قرن ها چقدر مي ترسم،صداي تو ديگر زنگ گوشم نباشد با عكسي كه از تو ندارم سالهاست كه نجوا مي كنم... راستي فاطمه جان مدتي است حتي عكسي كه از تو ندارم نيز ما من حرف نمي زند و دلم مي خواهد كه دلم نمي دانم به كجا ولي نمي رود و نمي خواهد بنويسم كه چقدر تو را....مي دارم فاطمه جان دلتنگم مي كني... (مهر نامه)"برگی از دفتر نامه هایی به فاطمه"
+ نوشته شده در یکشنبه 7 مهر1387ساعت 9:41 AM توسط طه |
قتل های زنجیره ای ، یا کودتای خزنده علیه نظام... چند وقت پیش در پی انتشار متن سخنرانی روح الله حسینیان پیرامون قتلهای زنجیره ای و نقش مشاوران و معاونان رییس جمهوری وقت (خاتمی) در آن ، این موضوع بار دیگر بر سر زبانها افتاده است . اکنون و پس از گذشت ۹ سال از آن اتفاق ، با نگاهی از بالا و همه جانبه به خوبی می توان رد پای حرکتی خزنده برای ایجاد کودتایی کاملا حساب شده ، در کشور را دید . اواخر آبان ۷۷، شایعهای در محافل سیاسی حكایت از ارسال بیانیهای با فاكس برای برخی نشریات داشت. در آن بیانیه با طرح نام 35 چهرهی سیاسی و ادبی، از آنان بهعنوان افراد معاند و ضد انقلاب نام برده شده بود. نویسندگان این بیانیه تأكید كرده بودند كه این افراد، بهزودی كشته خواهند شد و به سزای اعمال خود خواهند رسید. اما یك ماه پس از آن، این خبر دیگر نمیتوانست صرفاً یك شایعه تلقی شود، وقتی داریوش و پروانه فروهر، محمد مختاری و محمدجعفر پوینده هر یك بهگونهای به قتل رسیدند . یكشنبه، یكم آذر، ساعت پنج بعد ازظهر، بمبی در فضای خبری كشور منفجر شد: داریوش فروهر، رهبر حزب ملت ایران بههمراه همسر خود در خانه با ضربات متعدد چاقو به قتل رسیدند. فروهر با 26 ضربهی چاقو در طبقهی پایین خانهی شخصیاش به قتل رسیده بود، در حالیكه آنروزها از درد مهره گردن نیز رنج میبرد و بهتازگی یك عمل جراحی را پشتسر گذاشته بود. همسر او، پروانه اسكندری نیز با 25 ضربهی چاقو و بهشیوهای مشابه در طبقهی بالای همان ساختمان كشته شده بود، در حالی كه آن روزها به شدت اسیر بیماری آنفولانزا بود. آن دو با هم در یك ساختمان و بهشیوهای مشابه به قتل رسیده بودند . قاتلان، شبی را برای قتل آن دو انتخاب كرده بودند كه كسی جز آنها در خانه نباشد و اینچنین بود كه در لحظهی قتل، شب یكشنبه، حتی سرایدار نیز در خانه نبود. 12 آذر نوبت به محمد مختاری، نویسنده و عضو شورای كانون نویسندگان رسیده بود كه ناپدید شود. شش روز طول كشید تا جنازهی محمد مختاری در جنوب تهران - نزدیك پل سیمان - پیدا شود. جنازهی او درحالی پیدا میشود كه محمدجعفر پوینده عضو دیگر هیأت مشورتی كانون نویسندگان نیز یك روز پیشتر ناپدید شده بود. پوینده را در خیابان ایرانشهر و در روز روشن ربوده بودند و بهاین ترتیب خبر ناپدید شدن پوینده با خبر پیدا شدن جعفر مختاری همزمان شده بود. جنازهی محمدجعفر پوینده نیز آنچنان كه پیشبینی میشد، پیدا شد، در نزدیكی شهریار كرج در كنار جاده. هنوز یك ماهی از این قتلها نگذشته بود كه وزارت اطلاعات با انتشار اطلاعیه مسؤولیت این قتلها را بهنوعی برعهده گرفت. در این اطلاعیه با تأكید بر آن كه "وزارت اطلاعات بنا به وظیفهی قانونی و به دنبال دستورات صریح رهبر معظم انقلاب و ریاست محترم جمهوری، كشف و ریشهكنی این پدیدهی شوم را در اولویت كاری خود قرار داد و با همكاری كمیتهی ویژهی تحقیق رییسجمهورموفق گردید شبكهی مزبور را شناسایی، دستگیر و تحتتعقیب و پیگرد قانونی قرار دهد، "آمده بود: با كمال تأسف معدودی از همكاران مسؤولیتناشناس و خودسر این وزارت كه بیشك آلت دست «عوامل پنهان» قرار گرفته و در جهت مطامع بیگانگان دست به این اعمال جنایتكارانه زدهاند، در میان آنان وجود دارند.". در پی بیانیهی وزارت اطلاعات و یادداشت روزنامهی سلام، روحالله حسینیان، رییس مركز اسناد انقلاب اسلامی نیز در گفتوگویی با روزنامهی كیهان فاش کرد كه "نیروهای مرتكب قتلها، از طرفداران جدی رییسجمهور خاتمی بودهاند." . حسینیان با حضور در برنامهی تلویزیونی "چراغ" نیز این سخن را بار دیگر تكرار كرد . به دنبال نمایش این برنامه از صدا و سیما ، علی لاریجانی، رییس سازمان صدا و سیما از حضور در هیأت دولت منع شد. با این حال ،حسینیان همچنان در تكرار سخنان خود مصر بود. او با انتشار اطلاعیهای بار دیگر از مواضع خود دفاع كرد و از ادامهی افشاگریهایش در آینده خبر داد. ناطق نوری ، رییس مجلس نیز در جلسهای با روحانیت مبارز شرق تهران تأكید كرد كه افرادی بهعنوان دگراندیش در وزارت اطلاعات نفوذ كرده و بهدنبال تسویه حساب بودند. او همچنین گفت: "یكی از دستگیر شدگان، مدیر یكی از بخشهای معاونت امنیت ملی وزارت اطلاعات بوده است." بهنظر میرسید ناطق نوری قصد دارد از نقش پررنگ موسوی (كاظمی) رییس سابق اطلاعات فارس در این ماجرا سخن بگوید . در این میانه بود كه كمیتهی تحقیق در بیانیهای با تأكید بر محفلی و غیرجناحی بودن قتلها از همگان خواست تا فضا را ناآرام نكنند. همزمان با انتشار این بیانیه، نیازی دادستان نظامی تهران نیز از تحتتعقیب بودن ده نفر و بازداشت برخی از آنها خبر داد. پایان بهار 78 بود كه با انتشار خبر خودكشی سعید امامی(اسلامی)، نام چهار نفری كه چهار ماه پیشتر در مقام عاملان قتلهای زنجیرهای بازداشت شده بودند و كسی نام آنها را نمیدانست اعلام شد. یكشنبه 30 خرداد 78، نیازی دادستان نظامی تهران، با اعلام نام سعید امامی (اسلامی)، مصطفی كاظمی(موسوی)، مهرداد عالیخانی و خسرو براتی بهعنوان چهارتن از عاملان قتلهای زنجیرهای، از خودكشی سعید امامی در زندان خبر داد. سعید امامی آنچنان كه اعلام میشد در هنگام استحمام، با خوردن داروی نظافت خودكشی كرده بود. اما این خودکشی به شدت مشکوک به نظر می رسید . روزنامهی همشهری نوشت كه روز پنجشنبه 27 خرداد 1378، پزشكان بیمارستان لقمان حال امامی را خوب توصیف كرده و برای او اجازهی مرخصی صادر كرده بودند.اما در حالیكه برای اطمینان، خواسته بودند كه او دو ساعت دیگر هم در بیمارستان بماند، بر اثر ایست قلبی و در فاصلهی همان دو ساعت سعید امامی از دنیا رفته بود. اینچنین بود كه كورش فولادی، نمایندهی مجلس گفت: "بسیاری از مردم میگویند او را كشتهاند، نمیگویند خودكشی كرده است." مرگ سعید امامی آنچنانكه مشخص بود، بحثها و سخنان زیادی را به همراه داشت، تا آنجا كه نیازی در مصاحبهای دیگر خبر از تشكیلهیأتی برای تحقیق دربارهی مرگ سعید امامی داد. اما به نظر می رسید كه مرگ سعید امامی برای مصون ماندن عوامل و طراحان دیگری كه احیاناً نقش اساسیتری در این جنایات داشتهاند ، صورت گرفته است. همچنین با مرگ سعید امامی، پرسشها در خصوص شخصیتهای مافوق او آغاز شد و در این میان یک نام بیشتر خودنمایی می کرد « مصطفی کاظمی(موسوی)» . موسوی همان كسی بود كه قتلها توسط او و با اطلاع شخص خاتمی و نزدیکان و مشاوران خاتمی از جمله حجاریان صورت گرفته است.. محمد رضا خاتمی، دبیركل جبههی مشاركت در یك سخنرانی از انجام 80 قتل توسط قاتلان سخن گفته بود ! این در شرایطی بود که وی هیچگاه مدرکی در این زمینه ارائه نکرد. . به هر صورت احکام متهمان قتلهای زنجیره ای صادر شد و پرونده ی این قتلها در حالی بسته شد که سوالات بسیاری راجع به ارتباط مستقیم معاونان و مشاوران و نزدیکان رییس جمهوری وقت ، با مصطفی کاظمی(موسوی بی پاسخ مانده بود . آقای خاتمی و گروه مطبوعش از این جریان برای پیروزی در انتخابات مجلس ششم کمال استفاده را کردند و ماجرای قتلها کم کم به فراموشی سپرده شد و اهداف پشت پرده ی آن به صورت رازی سر به مهر باقی ماند . اما در این میان جریانی کاملا برنامه ریزی شده برای بهره برداری از این قتلها با هدف کودتا بر علیه ولایت فقیه ، وجود داشت . انتشار سخنان آقای حسینیان که در سال ۷۸ و در مدرسه ی حقانی قم ایراد شده بود ، جدیدترین سند در این باره است . بنا به توضیح این پایگاه پس از انجام این سخنرانی که برخی حوادث پشت پرده را روایت می کند " عدهاى پذیرفتند و تأیید كردند، و عدهاى از درِ انكار و تكذیب برآمدند خاتمی كه عاقلتر بود تكذیب نكرد، و سكوت كرد تا شاید «فتیله ماجرا پایین كشیده شود.» چند نفرى هم كه گفتند از وى شكایت مىكنیم، تا حالا كه بیش از نه سال از آن ماجرا گذشته، هنوز شكایت نكردهاند! ".
+ نوشته شده در دوشنبه 1 مهر1387ساعت 8:10 AM توسط طه |
سلام فاطمه برای تو ، با تو ، به یاد تو می نویسم...
+ نوشته شده در دوشنبه 1 مهر1387ساعت 8:0 AM توسط طه |